می نویسم همه ی با تو نبودن ها تا تو از خواب مرا به با تو بودن ببری...!!!
حالا بیا اینجا بیا اینجا بیا اینجا اونجا نه....!!!![]()
![]()
ای بابا بازم این امتحانا شروع شد...اصلا نمی دونم چرا تمومی نداره اخه بابا جون کلی نقشه واسه تابستونم ریختم
حالا بذار از اون طرف تابستون بیاد همشون یادم میره اصلا خاصیت شیطون همینه که اینطوری گول می زنه....
ما که امسال داریم اخرین سال تحصیلی رو پشته سر می ذاریم از یه طرف خوشحالم که بقول عزیز دلم...وارد یه مرحله ی جدیدی
از زندگیم می شم از طرفی هم ناراحت اخه دیگه این روزا این میزو نیمکتا دیگه هیچ وقت بر نمی گرده کههههههههههههه
موندم روز اول مهر امسال و چی کنم وقتی تلویزیون مثل همیشه اهنگه:باز امد بوی ماه مدرسه بوی بازی های راه مدرسه...
رو پخش کنه وای خدا جون چه خاطراتی دارم همشون مثل یه فیلم جلو چشمام می یاد.
ای روزگار چی میشه کرد همیشه که بر وقف مراد نیست(
به قول عزیز دلم).به هر حال واسمون دعا کنید که توانایی شروع یه مرحله سخت و سرنوشت ساز
(کنکور)رو داشته باشیم. اوشی...
اگر ماه بودم به هر جا که بودم سراغ تو را از خدا می گرفتم
وگر سنگ بودم به هر جا که بودی سر رهگذار توجا می گرفتم
اگر ماه بودی به صد ناز شاید شبی بر لب بام من می نشستی
وگر سنگ بودی به هر جا که بودم مرا می شکستی مرا می شکستی!!
اوشی...![]()
![]()
کاروان رفته بود و دیده ی من همچنان خیره مانده بود به راه
خنده میزد به درد و رنجم اشک شعله می زد به تار و پودم اه!!
رفته بودی و رفته بود از دست عشق و امید زندگانی من
رفته بودی و مانده بود به جا شمع افسرده ی جوانی من
شعله ی سینه سوز تنهایی باز چنگال جان خراش گشود!
دل من در لهیب این اتش تا رمق داشت دست و پا زده بود
چه وداعی!چه درد جان کاهی چه سفر کردن غم انگیزی!
نه فشار لبی نه اغوشی نه کلام محبت امیزی
گر در انجا نمی شدم مدهوش دامنت را رها نمی کردم
و چه خوش بود کاندر ان حالت تا ابد چشم وا نمی کردم
چون به هوش امدم نبود کسی هستی ام سوخت اندران تب وتاب
هر طرف جلوه کرد در نظرم برگ ریزان باغ عشق و شباب
وای بر من نداد گریه مجال که زنم بوسه ای به رخسارت
چه بگویم فشار غم نگذاشت که بگویم:خدا نگهدارت!
کاروان رفته بود و پیکر من در سکوتی سیاه می لرزید
روح من تازیانه ها می خورد به گناهی که:عشق می ورزید!
او سفر کرد و کس نمی داند من در این خاکدان چرا ماندم؟
اتشی بعد کاروان ماند من همان اتشم که جا ماندم!!
الهی!
به مردان در خانه ات به ان زن ذلیلان فرزانه اتبه انان که در بچه داری تک اند یلان عوض کردن پوشکند
به انان که با ذوق و شوق تمام به مادر زن خود بگویند مامان
به انان که دامن رفو می کنند ز بعد رفویش اتو می کنند
به ان قرمه سبزی پزان قدر به ان مادان به ظاهر پدر
الهی!
به اه دل زن ذلیل به ان اشک چشمان ممد سبیلکه مارا بر این عهد کن استوار از این زن ذلیلی مکن بر کنار!! ![]()
![]()
اوشی...![]()
![]()
از صمیم قلب تبریک می گوییم.
دوستانت و دوستدارانت:مهسا و فاطمه و اوشی و جوجو![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()